خدا من را می بیند شما را چطور ...؟ !
... حرف هایی گاه پوچ و گاه
اما من با كدامين واژه بگويم اين روزها هر لحظه با خداي مهربان نجوا ميكنم اين روزها كسي گم شده است اين روزها دلم براي دوست داشتن ميسوزد اين روزها وقتي شعري ميخوانم اين روزها اعتراف ميكنم دلتنگم اين روزها دلم براي دريا تنگ ميشود سالي نو، زايش دوباره از درون با نگاهي دوباره به رفتارها و اخلاقيات خود پوسته ها مي اندازيم و آماده ي دگرگوني هاي دوباره مي شويم. كَسي از ژرفاي خاموشي وجودم مي پرسد: امروز چندمين روز زندگي منست؟ چند روز مانده تا آخرين برگ زندگيم؟ پرنده هنوز مي خواند. گل نفسي تازه مي كشد. رود پيوندي تازه را تجربه مي كند. پيچك هاي اميد رو به سوي نور آغوش مي گشايند. در طبيعت هر كه ارمغان وجود پر ارزش خود را به تماشا گذاشته... من چه دارم ....... ؟
و غريبهها اداي دوستي درميآورند
دوستي عطر آشنايي است ديرينه
كه هيچ غريبهاي را در اين خلوتكده راهي نيست
و دوستي پاك است و پر از نگاه آشنا
مثل دوستيمان با خدا
و در لحظات پاك نيايش
براي آرزوهاي خوب همه دعا ميكنم
براي لحظات دلتنگي و بيقراري اين روزهايم
به پرندهها ميگويم التماس دعا...
در ميان ستارهها، در آغوش مهتاب
در هنگامه بوسه باران آسمان...
تنها ماندنِ نجابت يك نگاه سخت است
وقتي كسي مرا براي ت م ل ك بخواهد
دلم ميلرزد
صدايم ميگيرد
و نبض لحظههايم به تندي ميزند
ن ي ا ز به دوستي رازي است كه به ت م ل ك نبايد فروختش!
چشمانم برق ميزند
روزي شاعري برايم گفت
پرنده بيبال هم ميپرد!
و من ديدم چقدر دلم هواي پريدن دارد
همه دلتنگيام را با سرانگشتان احساسم
بر صفحه آبي آسمان حك ميكنم
بعد آن تكه از آسمان را در پنهانترين جاي قلبم مخفي ميكنم
مبادا چشم نامحرمي حُرمت دلم را بشكند
تا حريم اين دل شكسته حفظ شود
با چشماني بسته به موجها سلام ميكنم
و براي ماهيها دست تكان ميدهم
براي فانوس خيس دريايي آرزوي سلامتي دارم 

| Design By : Night Skin |

