خدا من را می بیند شما را چطور ...؟ !
... حرف هایی گاه پوچ و گاه
قلمم را ميپرستم، همانگونه که خدايم را ميپرستم. همانگونه که مادرم را ميپرستم. قلم انديشه است، عقل است، احساس است، انسان است، ارتباط است. قلم آن است که من، احساسم، انديشهام، رويايم، کابوسم، شکّم، يقينم، درستم و نادرستم، هيچ کدام در من نمانند تا بپوسند که عاقبت راکد ماندن هر آبي، هر چند زلال، مرداب است. هيچ انساني، تنها به هيچ چيز و هيچ جا نخواهد رسيد. انسان خلق شده تا در ميان انسانها و جامعهاشان زندگي کند و اين در ميان به معناي ارتباط است و ارتباط چيست؟ ارتباط قلم است. چه بسيار شکستند قلمها و دوختند لبها و بريدند سرها و به صلیب کشیدند تن ها که ديگر نه بنويسي، نه بگويي، نه فکر کني. اما آنها نميدانستند که: اگر قلمم بشکنيد تا ننويسم، سخن ميگويم. اگر لبانم بدوزيد تا نگويم، با دست و پايم خبرشان ميکنم. اگر دست و پايم را ببنديد تا ديگران را خبر نکنم، با چشمانم فرياد ميزنم. اگر چشمانم را ببنديد تا نبينم و نبينند، باز هم من در ذهنم جريان دارد و انديشهام و دانستههايم از بين نميروند تا روزي، به گونهاي، ديگران را آگاه کنم. من، انديشهام، اعتراضم و سخنم، هيچگاه نخواهند مرد، مگر آن که من هم بميرم. مرا هم که بکشيد، باز هم کساني هستند تا بگويند از رنجي که ميبريم. مرا قلم آموخت رسم زیستن. قلم نان نیست . به قلم سوگند و به ایمانی که به قلم دارم قصم که قلم درمان است ونوشتن يعنی چيزی از فراموشی بيرون كشيدن بيرون از هيا هوی كوچه ها و خيابان ها جايی پيدا كردن پنهان شدن ، آخرين امكان ِ رهايی بخش ! نقطه كشی كردن وادامه دادن ، نوشتن و نوشتن ، نوشتن بر عليه نوشتن نوشتن از نوشتن ، نوشتن.......
معبود بودن، بت بودن، مرتبه بسيار بالايي است. قلم تا آن جا بالا رفته و بزرگ شمرده شده که خود را در رديف معبود و معشوق نشانده است. اما چيست اين قلم؟
| Design By : Night Skin |

