تبليغاتX
خدا من را می بیند شما را چطور ...؟ ! - قسمت ...


خدا من را می بیند شما را چطور ...؟ !

... حرف هایی گاه پوچ و گاه

از دیروز تو فکرم تو فکر این که چرا باید اینقدر فکر کنم

چرا تمام زندگی ما شده فکر کردن به این که با سخاوت تمام دیگران را آزار بدیم

 به قیمت گزافی

 حتی گرون تر از طلایی که برای خریدنش پس انداز می کنیم

به این فکر می کنم که چرا اعتماد. محبت. صداقت مرده    

چرا اینقدر پوشالی شدیم 

اصلا اسم ما رو دیگه میشه گذاشت آدم

یا فرصتی برامون می مونه که یه روزی انسان بشیم

 بعید می دونم فردا روز بهتری  برای ما باشه

ما اینجا داریم در جا می زنیم

 یا شاید هم عقب گرد خدا بدادمان برسد

دلم خیلی گرفته از این همه ...

خودت کمکم کن

نوشته شده در یکشنبه 1388/03/03ساعت 12:54 توسط لاله| |


Design By : Night Skin


k" href="http://www.irtheme.blogfa.com">irtheme.Blogfa.com
خطاطي نستعليق آنلاين