خدا من را می بیند شما را چطور ...؟ !
... حرف هایی گاه پوچ و گاه
یه حس خوب توی تمام وجودم می لولید یک لحظه احساس کردم یه نویدی تو گوشم زمزمه می کنه که امروز خبر خوشی بهت میرسه اما این خوشی به ۱ ساعت هم نینجامید چون راس ساعت ۱۰ صبح یه خبر بد و سراسر تشویش و دلهره بهم دادند (آقایون گوشاشونو بگیرن) خانما میگم :به نظر شما غیر از اینکه خواب ما چپکی میشه اندر احوالات بنده : ... گریستم وقتی چون نسیان زده ای آمدم به این زمین خاکی ... گریستم وقتی مرا جا گذاشت قلبم در این زمین خاکی ... گریستم وقتی حوصله ای نماند برای حرف زدن در این زمین خاکی به راستی اگر گریه نبود ما را چه می شد در این زمین خاکی به راستی اگر نسیان نبود ما را چه می شد در این زمین خاکی به راستی اگر .........
و داشتم حسابی از این صبح بهاری زیبا لذت می بردم ![]()
![]()
![]()
![]()
ممکنه الهامات ما هم بهمون چپکی برسه !!!![]()

| Design By : Night Skin |

