تبليغاتX
خدا من را می بیند شما را چطور ...؟ ! - جالبه ...


خدا من را می بیند شما را چطور ...؟ !

... حرف هایی گاه پوچ و گاه

خیلی برام جالبه امروز صبح وقتی داشتم منزل و به قصد اومدن به محل کارم ترک می کردم

 یه حس خوب توی تمام وجودم می لولید و داشتم حسابی از این صبح بهاری زیبا لذت می بردم

یک لحظه احساس کردم یه نویدی تو گوشم زمزمه می کنه که امروز خبر خوشی بهت میرسه

اما این خوشی به ۱ ساعت هم نینجامید

چون راس ساعت ۱۰ صبح یه خبر بد و سراسر  تشویش و دلهره بهم دادند

(آقایون گوشاشونو بگیرن) خانما میگم :به نظر شما غیر از اینکه خواب ما چپکی میشه ممکنه الهامات ما هم بهمون چپکی برسه !!!

اندر احوالات بنده :

 ... گریستم وقتی چون نسیان زده ای آمدم به این زمین خاکی

... گریستم وقتی مرا جا گذاشت قلبم در این زمین خاکی

... گریستم وقتی حوصله ای نماند برای حرف زدن در این زمین خاکی

به راستی اگر گریه نبود ما را چه می شد در این زمین خاکی

به راستی اگر نسیان نبود ما را چه می شد در این زمین خاکی

به راستی اگر .........

 

نوشته شده در دوشنبه 1388/03/04ساعت 21:5 توسط لاله| |


Design By : Night Skin


k" href="http://www.irtheme.blogfa.com">irtheme.Blogfa.com
خطاطي نستعليق آنلاين