خدا من را می بیند شما را چطور ...؟ !
... حرف هایی گاه پوچ و گاه
به نوزادی که می آیی زندگي مي كنيم با... بالاخره بعد از نه ماه انتظار برادرزاده کوچولو ما چشماش و به این دنیا باز کرد خیلی دوستش دارم الهی عمه قربونش بره
تازه از خواب تولد برخواسته
بنگر
بنگر به نگاه پاک و غریبي اش
و صدایی که با ملائک هم نواست
و تپش قلبش چون
تیک تاک ساعتی
که تازه کودک شده
تازه
برای
دنیایی که
با همه کس
حتی ، زمان غریبه است
با خواهش این و آن
در پوشش آرزوهای دیگران
با هزار آرزوی گران
برای خود
نه برای دیگران
و این است تولد
سر آغاز زیستن و زندگی
تولدت مبارک نوشته شده در جمعه 1388/03/22ساعت
11:0 توسط لاله| |
| Design By : Night Skin |

